دکتر شهید ما
دکتر بازم سالگرد-ات شد......
بازم دلم گرفت......
دکتر از پنجره داری کجا رو نگاه می کنی......
دکتر تا حالا به این فکر کردی که اشک ریختن هم حدی داره.......
دکتر تا حالا به این فکر کردی که آدم خیلی وقتا لازم نیست برای هر سوالی جوابی داشته باشه....
دکتر تا حالا به این فکر کردی که جهان بینی و ایدئولوژی هم تاریخ مصرف داره و انقلابات درونی هم نمی تونه نجاتش بده.....
دکتر دلم برات تنگ شده......مثه کویر به قطره ای آب خنک!
هنرمند
پروردگارا تو را بر تو قسم که بر آب نرفتم...چو خسی و...بر هوا نپریدم چو مگسی...که ای کاش کسی را کسی بودم.....کفش های کتانی ام کجایید که سنگلاخ های کوهستان سرد خوشامد گویند ما را... درود و بدرود را در ناگفته های خموش دلم گفته ام وی را هزاران بار آن لحظه که نباید را نشاید....و آنگاه که می سوزم و در خود می سازم.....که عجب یکه حس غریبی است هم آغوشی ماسه های دست نخورده ی تو را ای دریا... و آن گاه که می کوبد بر دلم موج های خروشان سرمستت را و می شکند آنچه خود در درون شکسته است دگر بار........ زیباترین را زیبایی است آنگه که دست نیافتنی ترین است......نقشه ی گنج را هرگز با خود نبردم.. هنری ندارم......جز سکوت......
